X
تبلیغات
رایتل
24 دی 1386 ساعت 12:28 ق.ظ

انسانها ممکن است در نتیجه یک  تحول فرهنگی  که ما در تکامل مان به آن دست یافته ایم، صفت فداکاری را بدست آورده باشند، این موضوع را مطالعه ای جدید پیشنهاد می کند. این تحقیق همچنین آنجه را که ما در مورد نقشه ژنتیکی اجداد شکارچی مان می دانیم، تغییر می دهد. منشا فداکاری انسان، زیست شناسان  تکاملی را برای سالهاست که مبهوت  ساخته است.

در هر جامعه ای، انسان ها بدون آنکه انتظار جبران داشته باشند، برای دیگران فداکاریهای انجام می دهند، به عنوان مثال ما صدقه می دهیم و خیرات می کنیم، یا از  افراد بیمار و از کار افتاده پرستاری می نماییم. این صفت در حیات وحش بسیار نادر است، مگر این که ارتباط فامیلی یا دوجانبه وجود داشته باشد.

 یک تئوری برای توضیح جگونگی تکامل فداکاری انسان، در رابطه با سبک ارتباط متقابل ما، همانند گروههای اولیه هنگام  تکامل مان، می باشد. نزدیکی های پایان دوره پلیستئوسن ( Pleistocene) ، حدود 12000 سال پیش، انسانها برای تهیه غذا به شکارچیانی تبدیل شدند که برای بقاء با یکدیگر رقابت  می کردند.

 پویایی شناسی گروهی (( Group dynamics

 تحت این شرایط، حس فداکاری دیگر اعضاء گروه، شایستگی کل گروه را بهبود می بخشید. اگر فردی از گروه دفاع می کرد ولی کشته می شد، هر کدام از ژنهایی که فرد با کل گروه به مشارکت گذاشته بود، همچنان منتقل می شدند. هرچند که بسیاری از محققان این مدل را رد می کنند و یکی از دلایل آنها این است که رقابت بین افراد، احتمالا در صورت منزوی شدن یک گروه، افزایش می یابد و بنابراین هر رفتار فداکارانه ای، سطح شایستگی فرد در مقایسه با دیگر اعضا را کاهش می دهد. زیست شناسان همچنین تصور می کنند که در  گروه های شکارچی،  حول این دوره زمانی، حس فداکاری از نظر ژنتیکی کمتر تکامل یافته است.

 روشهای قدیمی ((Ancient ways

هم اکنون مطالعه جدیدی توسط ساموئل بولز ( (Samuel Bowlesدر نیومکزیکوِ ی آمریکا ، مدل جدیدی را نشان می دهد. بولز بر روی گروههای گیاهخوار معاصر شامل جمعیت های بومی استرالیا، سیبری و قبیله های بومی آفریقایی، یک آنالیز ژنتیکی انجام داد. تغییرات ژنتیکی بین این گروههای امروزی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت و سپس برای اندازه گیری تغییرات ژنتیکی که در جمعیت های اجدادی شکارچی از پلیستئوسن( Pleistocene) و ابتدای هلوسن(Holocene)،150 تا 10 هزار سال پیش، وجود داشته است، مورد استفاده قرار گرفت.

 بولز توضیح داد که این گروه های جدید امروزی همچنانکه اکثر دانشمندان معتقدند به شکل اجداد دور ما زندگی می کنند. وی نتیجه گرفت که انسانهای اولیه احتمالا بیش از آنچه قبلا تصور می شد با یکدیگر ارتباط داشته اند، ولی بولز اختلافات ژنتیکی بیش از حد انتظار را، بین گروه های مجزای جمعیت های  اجدادی پیدا نمود. بولز می گوید این شرایط رفتار فداکاری را مورد توجه قرار داده است.

مواقع جنگ ( (Challenging times

بولز همچنین دریافت که عادات اولیه مانند تقسیم غذا یا داشتن یک همسر، مشابه روشی که مالیات بر درآمد، درآمد را مجددا در جامعه توزیع می کند، ارزش رفتار فداکاری را بالا برده است. وی اطلاعات مختلفی در زمینه ژنیتکی، اقلیمی، دیرین شناسی، نژاد شناسی و آزمایشگاهی را جمع آوری نمود تا ارزش رابطه سودمند همکاری انسانها در جمعیت های اجدادی را مورد مطالعه قرار دهد.

در مدل او، اعضای یک گروه حامل ژنهای رفتار فداکاری، به وسیله محدود ساختن فرصت های تولید مثلی، نوعی مالیات پرداخت می کنند تا از غذا و اطلاعات به مشارکت گذاشته شده سود برند، و بدین وسیله شایستگی گروه و نیز ارتباطات درونی آن ها افزایش می یابد. دسته های انسانهای فداکار، با هم همکاری می کنند تا در  زمان جنگ ، منابعی از گروه های دیگر بدست آورند.

به عنوان مثال مجروح شدن ممکن است یکی از هزینه های دفاع از گروه در طی یک نزاع بین گروهی باشد، شکستن پا می تواند برای فرد مرگ آور باشد زیرا شخص ممکن است در طی گرسنگی  قادر به کسب غذا نباشد. بولز می گوید ولی تقسیم غذا این خطر را برای افرادی که در این نزاع شرکت می کنند کمتر می سازد .

مردان تک همسر (One-woman men)

با استفاده از اطلاعات دیرین شناسی و نژاد شناسی او نشان داد  که کمتر از 15-13% گیاهخواران بواسطه جنگ هایی که بین گروه ها معمول بوده است، می مرده اند. مدل های ریاضی بولز نشان می دهد  که رفتار فداکاری باید فاکتور مهمی در این جمعیت ها باشد.

هر چند بولز تصدیق می کند که وی هیچ شاهدی برای هیچ ژن مربوط به فداکاری انسان نیافته است، اما می گوید که اگر چنین حالت ژنتیکی وجود می داشت ، نزاع گروهی نقش مهمی در تکامل آن ایفا می کرد.

تک همسری نیز در سطح درون گروهی نقش بازی می کند. وی در مدل ریاضی اش نشان داد که تک همسری نیز نقش پایه ای داشته است و می گوید تک همسری توانایی مردان قویتر یا مهاجم تر را برای انحصار آمیزش محدود می سازد. انسان ها در این روش بسیار غیر طبیعی هستند .

مقاله بولز مبتکرانه است، رابتر بوید در دانشگاه کالیفرنیا، مقاله ای در این زمینه نوشته است. وی می گوید "مدل تکامل فداکاری بر اساس انتخاب گروهی در حال حاضر قابل قبول تر است. من هنوز بصورت کامل آن را نپذیرفته ام ولی بسیار مشتاق پذیرای این فرضیه هسنم."

  NewScientist, December 2006 :منبع

 

منبع:  NewScientist, December 2006

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo