X
تبلیغات
رایتل
20 اسفند 1387 ساعت 07:55 ق.ظ

یک مطالعه تازه ژنتیکی حاکی از آن است که توانایی انسان در هضم مواد غذایی پر از نشاسته مانند سیب زمینی ممکن است موفقیت آن در میان موجودات دیگر زمین را توضیح دهد. به گزارش نشریه «نیچر ژنتیکس» انسان در مقایسه با دیگر پستانداران دارای تعداد بسیار بیشتری از نسخه های یک ژن ضروری برای تجزیه مواد نشاسته یی پرکالری است و به گمان نویسندگان این مقاله از دانشگاه کالیفرنیا در سانتا کروز این کالری های اضافه احتمالاً برای تغذیه مغز بزرگ تر انسان جنبه حیاتی داشته است. تا پیش از این دانشمندان فکر می کردند شاید خوردن گوشت علت این وضع بوده است. با این حال دکتر ناتانیل دومینی و همکارانش استدلال می کنند بعید است چنین باشد. وی می گوید:«حتی وقتی به شکارچیان-گردآوران مدرن می نگرید، گوشت کسر نسبتاً کوچکی از غذای آنها را تشکیل می داده است.»
 

   این فرض که دو تا چهار میلیون سال قبل، موجودی با مغزی کوچک که به سختی روی دو پا راه می رفته، می توانست به شکلی موثر حتی از طریق مرده خواری گوشت به دست آورد، خیلی محتمل به نظر نمی رسد. تیم محققان دریافت که انسان حامل نسخه های اضافی از ژنی به نام AMY1 است که برای تولید یک آنزیم بزاقی (امیلس) جهت تجزیه نشاسته جنبه ضروری دارد.
    این تیم سپس گروه هایی از انسان ها با عادات تغذیه یی متفاوت را مطالعه کرد و دریافت کسانی که نشاسته زیادی در غذایشان هست دارای نسخه های بیشتری از ژن AMY1 در مقایسه با گروه هایی هستند که رژیم غذایی آنها حاوی نشاسته کمتری است. برای مثال اعضای قوم یاکوت از قطب شمال که رژیم غذایی آنها به طور سنتی حاوی مقدار زیادی ماهی است، در مقایسه با ژاپنی ها، که در غذای آنها نشاسته زیادی مثل برنج وجود دارد، دارای نسخه های کمتری از این ژن بودند. محققان معتقدند قدیمی ترین اجداد ما انسان ها علاوه بر مصرف میوه های رسیده که پستانداران می خورند، شروع به جست وجوی منابع تازه غذایی کردند. این منابع تازه همان نشاسته ها بودند که به صورت ریشه گیاه در دل زمین پرورش می یافتند یعنی نمونه های وحشی گیاهانی مانند هویج، سیب زمینی و پیاز. دکتر دومینی گفت: زمانی که انسان های اولیه در درست کردن آتش استاد شدند، پختن سبزیجات پر از نشاسته، خوردن آن را آسان تر می کرد. به گفته وی ما این ریشه ها را می پزیم، و سیب زمینی سرخ کرده و پخته می خوریم. وقتی غذا پخته است، می توان در مجموع کمتر خورد چون هضم آن راحت تر است و در نتیجه انرژی بیشتری به بدن می رساند. و به این ترتیب منابع غذایی فرعی به تدریج بخشی از رژیم اصلی غذایی شد. دکتر دومینی گفت: به این ترتیب امکان رشد جمعیت فراهم آمد و این جمعیت ها به سرزمین های تازه راه یافتند.


منبع: روزنامه اعتماد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo